ترجمه "durchgehend" به فارسی

بدون توقف, نزدیک, همسایه بهترین ترجمه های "durchgehend" به فارسی هستند.

durchgehend adjective adverb دستور زبان

Schlag auf Schlag (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدون توقف

  • نزدیک

    adjective adposition
  • همسایه

    adjective
  • یکسره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " durchgehend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "durchgehend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه