ترجمه "ecke" به فارسی

رأس, گوشه, رأس بهترین ترجمه های "ecke" به فارسی هستند.

ecke
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رأس

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ecke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ecke noun feminine دستور زبان

Ecke (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشه

    noun

    Kurz darauf lag sie tot in einer Ecke.

    طولي نکشيد که حيوون رو مُرده يه گوشه پيدا کردم.

  • رأس

    Punkte in der Geometrie, meist Schnittpunkte von Geraden oder Ebenen

  • نبش

    Viel ist nicht im Kühlschrank, aber an der Ecke ist ein Thai-Imbiss.

    غذای زیادی ندارم ، اما یه رستوران تیلندی نبش خیابون هستش.

  • کنج

    Er drängt ihn in die Ecke und da fliegen sie.

    اونو کنج رينگ گير ميندازه ، و چپ و راستش ميکنه.

اضافه کردن

ترجمه های "ecke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه