ترجمه "ein" به فارسی
یک, يک, یِک بهترین ترجمه های "ein" به فارسی هستند.
ein
Article
numeral
masculine
دستور زبان
Ein; irgendes unbestimmtes Beispiel von (unbestimmter Artikel). [..]
-
یک
Cardinal numberEr aß das Steak und bestellte ein weiteres.
او یک استیک خورد و یکی دیگر سفارش داد.
-
يک
Der Bau der Stahlfabrik war ein großes Unterfangen.
ايجاد يک کارخانه فولاد، سرمايهگذاري بزرگي بود.
-
یِک
-
ترجمه های کمتر
- yek
- روشن
- فعال
- يِک
- ی
- یه
- یه -ی
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ein" با ترجمه به فارسی
-
جذر ماتریس
-
به قلب چيزي حمله بردن
-
ساعت یک
-
رونویسی · کپی کردن
-
اتاق منعکس کننده شخصیت کارآگاه است ساده و کاربردی به لمس شخصی
-
یکی یکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن