ترجمه "einfach" به فارسی

آسان, ساده, راحت بهترین ترجمه های "einfach" به فارسی هستند.

einfach adjective adverb دستور زبان

schlechthin (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسان

    adjective

    Wenig Können oder Anstrengung erfordernd.

    Zuerst fand er Englisch sehr schwer, aber jetzt findet er es einfach.

    در ابتدا، او فکر می کرد انگلیسی خیلی سخت است، اما اکنون او فکر می کند آسان است.

  • ساده

    adjective

    Rede einfach, rede langsam und sag nicht zu viel.

    ساده صحبت کن، آهسته صحبت کن و زیاد قول نده.

  • راحت

    adjective

    Doch ich bin nicht gewillt, Dich so einfach gehen zu lassen.

    ولي به اين راحتي ها هم نميزارم از گيرم فرار کني.

  • سهل

    adjective

    Andere Prüfungen ergeben sich aus der Nachlässigkeit anderer oder weil dies ganz einfach eine gefallene Welt ist.

    امتحانات دیگر بخاطر سهل انگاری دیگران یا واقعاً بخاطر دنیای پر از گناه است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " einfach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "einfach" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "einfach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه