ترجمه "eingebildet" به فارسی

برمنش, خودبین, پنداري بهترین ترجمه های "eingebildet" به فارسی هستند.

eingebildet adjective دستور زبان

kennt (auch) keine kleinen Leute mehr [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برمنش

  • خودبین

  • پنداري

    Nur im Geist, aber nicht in der Realität existierend

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eingebildet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "eingebildet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه