ترجمه "einmal" به فارسی
یکبار ترجمه "einmal" به فارسی است.
einmal
adverb
einmal (umgangssprachlich)
-
یکبار
adverbDu solltest deine Eltern mindestens einmal pro Monat anrufen.
دستکم ماهی یکبار به والدینتان تلفن بزنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " einmal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "einmal" با ترجمه به فارسی
-
یک بار دیگر
-
از نو · باز · دوباره · دگربار · یک بار دیگر
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
روزی روزگاری در آمریکا
-
نه حتی اشتباه
-
تلاش زیاد از تاسف کم بهتراست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن