ترجمه "einschlagen" به فارسی
داغان كردن, قدم به راهی گذاشتن بهترین ترجمه های "einschlagen" به فارسی هستند.
einschlagen
verb
دستور زبان
verwichsen (umgangssprachlich) [..]
-
داغان كردن
-
قدم به راهی گذاشتن
sie schlug den Rückweg ein
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " einschlagen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Einschlagen
eines Geschosses
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Einschlagen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Einschlagen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن