ترجمه "eis" به فارسی
یخ, یخ, بستنی بهترین ترجمه های "eis" به فارسی هستند.
eis
verb
-
یخ
nounDas Eis ist so dünn, dass es dein Gewicht nicht tragen würde.
یخ نازک است طوری که وزنت تحمل نخواهد کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Eis
noun
neuter
دستور زبان
Glace (schweiz.) [..]
-
یخ
noungefrorenes Wasser [..]
Das Eis ist so dünn, dass es dein Gewicht nicht tragen würde.
یخ نازک است طوری که وزنت تحمل نخواهد کرد.
-
بستنی
nounMeine Leibspeise ist Eis.
بستنی خوراکی مورد علاقۀ من است. (Bastani xorāki ye mored e alāqe ye man ast)
-
yakh
-
هسر
noun
تصاویر با "eis"
عباراتی شبیه به "eis" با ترجمه به فارسی
-
کلرید آهن(II)
-
درونكاشت طبيعي جنين
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
تخمهای با پوسته نرم
-
اکسید آهن(II,III)
-
تخم
-
اکسالات آهن(II)
-
آهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن