ترجمه "elastisch" به فارسی

ارتجاعی, الاستیک, کشسان بهترین ترجمه های "elastisch" به فارسی هستند.

elastisch adjective دستور زبان

unter Dampf stehen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتجاعی

    adjective

    Denn der Seidenfaden der Spinne ist stärker als Stahl, jedoch vollkommen elastisch.

    یک عنکبوت نیز رازهای بزرگی دارد، زیرا دسته دسته تار عنکبوت محکم تر از فولا بافته می شود اما کاملا ارتجاعی است.

  • الاستیک

    adjective
  • کشسان

    adjective

    Wir speichern potentielle Energie in der elastischen Hülle und versetzen ihn in Bewegung.

    ما انرژی پتانسیل را در پوست کشسان ذخیره میکنیم تا باعث حرکتش شویم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elastisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "elastisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه