ترجمه "elch" به فارسی

بزرگگوزنهای شمالی, موس, موس بهترین ترجمه های "elch" به فارسی هستند.

elch
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگگوزنهای شمالی

  • موس

    Und wir erwägen gerade, Menthol-Elch in Rente zu schicken.

    و ما به فکر بازنشسته کردن " منتال موس " هستيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Elch noun masculine دستور زبان

Alces alces (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • موس

    Art der Gattung Alces

    Und wir erwägen gerade, Menthol-Elch in Rente zu schicken.

    و ما به فکر بازنشسته کردن " منتال موس " هستيم

  • بزرگگوزنهای شمالی

  • bāẕan

  • ترجمه های کمتر

    • darāre
    • dayūs
    • gavaẕn
    • kūre-ḫar
    • šāḫ-dār
    • آلسس
    • بازن
    • بزرگگوزنهاي شمالي اروپايي
    • دراده
    • دیوث
    • شاخدار
    • کوره خر
    • گوزن

تصاویر با "elch"

اضافه کردن

ترجمه های "elch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه