ترجمه "elektrode" به فارسی

الکترود, الکترودها, الکترودها بهترین ترجمه های "elektrode" به فارسی هستند.

elektrode
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • الکترود

    Wir können Elektroden oder Antennen verwenden um das aufzunehmen und die Armbewegung zu steuern.

    و ما می توانیم با استفاده از الکترود ها یا آنتن به دست فرمان حرکت بدهیم.

  • الکترودها

    Der Patient wusste nicht, wo diese Elektroden waren, und vom Gesichtsareal wusste er auch nichts.

    حالا، بیمار نمی دونه اون الکترودها کجا قرار دارن، و هرگز چیزی راجع به ناحیه تشخیص چهره نشنیده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elektrode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Elektrode noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • الکترودها

    Der Patient wusste nicht, wo diese Elektroden waren, und vom Gesichtsareal wusste er auch nichts.

    حالا، بیمار نمی دونه اون الکترودها کجا قرار دارن، و هرگز چیزی راجع به ناحیه تشخیص چهره نشنیده.

  • الکترود

    Elektronenleiter

    Wir können Elektroden oder Antennen verwenden um das aufzunehmen und die Armbewegung zu steuern.

    و ما می توانیم با استفاده از الکترود ها یا آنتن به دست فرمان حرکت بدهیم.

عباراتی شبیه به "elektrode" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "elektrode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه