ترجمه "element" به فارسی

عناصر, عنصر, جسم بهترین ترجمه های "element" به فارسی هستند.

element
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عناصر

    Diese Elemente wurden, genau wie vorhergesagt, nach und nach entdeckt.

    این عناصر به دنبال آن درست همانطور که پیشبینی شده بود کشف شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " element " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Element noun neuter دستور زبان

Item (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنصر

    noun

    Uran ist ein wenig geschätztes Element, aber ich mag es sehr.

    اورانیوم عنصر شدیدا بدنامی است اما دوستش دارم.

  • جسم

    noun

    9 Ist äußerliche Reinheit oder Reinlichkeit immer noch ein wesentliches Element der wahren Anbetung?

    ۹ آیا نظافت و طهارت جسم هنوز هم عاملی مهم در پرستش حقیقی است؟

  • عناصر

    Diese Elemente wurden, genau wie vorhergesagt, nach und nach entdeckt.

    این عناصر به دنبال آن درست همانطور که پیشبینی شده بود کشف شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • ماده
    • آخشیج
    • درایه
    • عضو
    • عنصر شیمیایی
    • مورد

عباراتی شبیه به "element" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "element" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه