ترجمه "eng" به فارسی

تنگ, نزدیک بهترین ترجمه های "eng" به فارسی هستند.

eng adjective دستور زبان

(sehr) nah [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگ

    adjective

    Von geringer Breite.

    Er war etwas rotgesichtig, und sein Anzug saß etwas eng, aber das ist alles unwichtig.

    خب ، يه ذره صورت اش قرمز بود و کتش هم تنگ بود ، ولي هيچ اهميتي نداشت.

  • نزدیک

    adjective

    Die Edomiter waren ein semitisches Volk und mit den Israeliten eng verwandt.

    اَدومیان مردمانی سامی بودند، که با اسرائیلیان وابستگی نزدیک داشتند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eng " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "eng"

عباراتی شبیه به "eng" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eng" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه