ترجمه "ente" به فارسی

اردکها, اردک, مرغابی بهترین ترجمه های "ente" به فارسی هستند.

ente
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردکها

    Und Hühner, Enten, Gänse und Truthahne sind grundsätzlich so dumm wie Bohnenstroh.

    و جوجهها و اردکها و غازها و بوقلمونها اساسا خیلی خنگ هستن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ente noun feminine دستور زبان

Ente (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردک

    noun

    Hier ist also meine Ruhmminute, meine Dankesrede, und hier die Ente.

    خوب در اینجا نوبت شهرت یک دقیقه ای من است، سخنرانی قبول جایزه ام، و اردک هم اینجاست.

  • مرغابی

    noun

    Diese Ente starb vor langer Zeit auf dem Gletscher

    این مرغابی در زمانی بسیار قبل روی یخ رود مرده بود

  • اردکها

    Und Hühner, Enten, Gänse und Truthahne sind grundsätzlich so dumm wie Bohnenstroh.

    و جوجهها و اردکها و غازها و بوقلمونها اساسا خیلی خنگ هستن.

  • ترجمه های کمتر

    • مرغابیسانان
    • ordak
    • آناس
    • اردكهاي بالغ نر
    • بت
    • كايرينا

تصاویر با "ente"

عباراتی شبیه به "ente" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه