ترجمه "enzym" به فارسی

آنزیم, آنزیمها, آنزیم بهترین ترجمه های "enzym" به فارسی هستند.

enzym
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنزیم

    Es gibt Enzyme die diese reparieren und wieder zusammenfügen.

    و آنزیم هایی هم هستند که می توانند آنها را تعمیر کنند و کنار هم بگذارند.

  • آنزیمها

    Physikalische oder chemische Vorgaenge, um Enzyme, Organellen oder Zellen auf einem Substrat zu fixieren

    فرایند فیزیکی یا شیمیایی برای نگهداشتن و ثابت ماندن آنزیم‌ها، اندامک‌ها یا سلول‌ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enzym " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Enzym noun neuter دستور زبان

Biokatalysator (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنزیم

    noun

    Protein, das biochemische Reaktionen beschleunigen kann

    Es gibt Enzyme die diese reparieren und wieder zusammenfügen.

    و آنزیم هایی هم هستند که می توانند آنها را تعمیر کنند و کنار هم بگذارند.

  • آنزیمها

    Physikalische oder chemische Vorgaenge, um Enzyme, Organellen oder Zellen auf einem Substrat zu fixieren

    فرایند فیزیکی یا شیمیایی برای نگهداشتن و ثابت ماندن آنزیم‌ها، اندامک‌ها یا سلول‌ها

  • زیمایه

  • زیمایهها

عباراتی شبیه به "enzym" با ترجمه به فارسی

  • فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم
  • جي.ا.تي (آنزيم)
  • آنزيمهاي پكتیك
  • آنزيمهاي ليپيدكافتي · استرازها · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · ليپازها
  • آنزيمهاي پكتوليتيك · آنزيمهاي پكتينوليتيك · آنزيمهاي پكتیك · سيكلودكسترينازها · كربوهيدرازها · پكتازها · گلیکوزیدازها
  • آنزيمهاي پكتوليتيك · آنزيمهاي پكتينوليتيك · آنزيمهاي پكتیك · سيكلودكسترينازها · كربوهيدرازها · پكتازها · گلیکوزیدازها
  • آنزيمهاي ليپيدكافتي
  • آنزیمهای تثبیتشده
اضافه کردن

ترجمه های "enzym" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه