ترجمه "erkennen" به فارسی
دیدن, تشخیص دادن, شناختن بهترین ترجمه های "erkennen" به فارسی هستند.
erkennen
verb
دستور زبان
spannen (umgangssprachlich) [..]
-
دیدن
verbMan erkennt leicht, mit wem sich die Mädchen vergleichen.
دیدن چیزی که دخترا خودشونو با اون مقیاس می سنجن سخت نیست.
-
تشخیص دادن
-
شناختن
verbIch möchte Ihnen heute drei Wege zeigen, wie man Originale erkennt und ihnen etwas ähnlicher wird.
امروز می خواهم سه موضوع در شناختن مبتکرها را به شما نشان دهم و اینکه چطور می شود کمی شبیه آنها شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erkennen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Erkennen
-
شناسايي
Er ist ein Mann von hohem Ansehen und wird leicht erkannt.
انسان خيلي معتبريه و کسيه که براحتي شناسايي ميشه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن