ترجمه "esel" به فارسی
الاغها, خر, الاغ بهترین ترجمه های "esel" به فارسی هستند.
esel
-
الاغها
Eine Krippe ist ein Kasten mit Futter für Esel und andere große Tiere.
مریم عیسی را در آخور، محلی که برای الاغها و دیگر حیوانات غذا میریزند میخواباند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Esel
noun
masculine
دستور زبان
Simpel (umgangssprachlich) [..]
-
خر
nounBesser ist ein lebender Esel, als ein totes Pferd.
یک خر زنده بهتر از یک اسب مرده است.
-
الاغ
nounWas der Löwe darf, das darf der Esel noch lange nicht.
چیزی را که شیر حق دارد، الاغ ندارد.
-
الاغها
Eine Krippe ist ein Kasten mit Futter für Esel und andere große Tiere.
مریم عیسی را در آخور، محلی که برای الاغها و دیگر حیوانات غذا میریزند میخواباند.
-
ترجمه های کمتر
- سر سخت
- هالو
- اكوئوس آسينوس
- خرها
- کلّه خر
- کلّه سخت
عباراتی شبیه به "esel" با ترجمه به فارسی
-
الاغ · خر
-
خر وحشی آفریقایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن