ترجمه "etikette" به فارسی

آداب, آداب, اتیکت بهترین ترجمه های "etikette" به فارسی هستند.

etikette
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آداب

    noun

    Vielleicht denke ich mehr über Klang-Etikette nach, als der durchschnittliche Hörende das je tut.

    شاید من درباره آداب صدا بیشتر از متوسط مردم شنوا بدانم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " etikette " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Etikette noun Noun feminine دستور زبان

Regularien (gehoben)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آداب

    noun

    Vielleicht denke ich mehr über Klang-Etikette nach, als der durchschnittliche Hörende das je tut.

    شاید من درباره آداب صدا بیشتر از متوسط مردم شنوا بدانم.

  • اتیکت

    Sie füllen ihn in ein kleines Einmachglas mit einem wundervollen Etikett darauf,

    آنها آن را داخل یک جام کوچک شیشه ای قرار می دهند، با یک اتیکت جذاب لعابی چاپ شده بر روی شیشۀ آن،

عباراتی شبیه به "etikette" با ترجمه به فارسی

  • اتیکت · بر چسب زدن · برچسب · برچسب زدن
  • اتیکت · بر چسب زدن · برچسب · برچسب زدن
اضافه کردن

ترجمه های "etikette" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه