ترجمه "etwa" به فارسی
تقریبا, تقریباً بهترین ترجمه های "etwa" به فارسی هستند.
etwa
adverb
per exemplum (lat.) [..]
-
تقریبا
adverbDas ist in etwa was ich getan habe.
و این تقریبا کاریست که من در حال انجام آن هستم.
-
تقریباً
adverbDies passiert im Übrigen etwa einmal in jedem Jahrhundert.
راستی، این اتفاق تقریباً قرنی یک بار می افتد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " etwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن