ترجمه "fühlen" به فارسی

احساس کردن, حس کردن بهترین ترجمه های "fühlen" به فارسی هستند.

fühlen verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساس کردن

    verb

    Ich fühlte mich nicht so ganz bereit für den Job.

    احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم. احساس کردم برای این شغل زیاد آماده نیستم.

  • حس کردن

    verb

    Ich begann immer weniger zu tun, immer weniger zu denken und weniger zu fühlen.

    یواشیواش حس کردم که کمتر کار میکنم کمتر فکر میکنم و کمتر حس میکنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fühlen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fühlen noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

"Fühlen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fühlen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "fühlen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه