ترجمه "fahrzeug" به فارسی

وسایل نقلیه, وسیله نقلیه, وسایل نقلیه بهترین ترجمه های "fahrzeug" به فارسی هستند.

fahrzeug
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وسایل نقلیه

    weil ich immer noch keine motorisierten Fahrzeuge benutzte.

    من هنوز از وسایل نقلیه موتور دار استفاده نمی کردم.

  • وسیله نقلیه

    Wir haben schon ein automatisches Fahrzeug.

    در حال حاضر ما یک وسیله نقلیه ی خودکار داریم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fahrzeug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fahrzeug noun neuter دستور زبان

Jedes Beförderungsmittel in oder mit dem Personen oder Objekte transportiert werden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • وسایل نقلیه

    weil ich immer noch keine motorisierten Fahrzeuge benutzte.

    من هنوز از وسایل نقلیه موتور دار استفاده نمی کردم.

  • حامل

    noun

    Ihr habt sie heute früh beauftragt, ein Fahrzeug zu suchen.

    شما امروز صبح اونا رو فرستاديد تا يک حامل پيدا کنند.

  • خودرو

    noun

    Wir haben immer noch keine Information darüber, wer dieses Fahrzeug steuert.

    ما هنوز هیچ اطلاعاتی از اینکه چه کسی در حال رانندگی این خودرو است نداریم.

  • ترجمه های کمتر

    • رسانه
    • وسایل حمل و نقل
    • وسيله نقليه
    • وسیله نقلیه
    • وسیلهٔ نقلیه

تصاویر با "fahrzeug"

اضافه کردن

ترجمه های "fahrzeug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه