ترجمه "fangen" به فارسی

گرفتن, دام بهترین ترجمه های "fangen" به فارسی هستند.

fangen verb دستور زبان

schnappen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتن

    verb

    Aber ich fing einfach an, diese Bilder zu machen.

    و من شروع کردم به گرفتن این عکسها.

  • دام

    noun

    Um mich zu fangen, muss ein Unsterblicher sterben.

    به دام انداختن من ، به قیمت زندگی یه فناناپذیر تموم میشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fangen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fangen Noun دستور زبان

Beliebtes Kinderspiel, bei dem ein Kind der Fänger ist und versuchen muss, ein anderes Kind zu berühren, damit es dessen Aufgabe wird jemanden zu fangen. [..]

+ اضافه کردن

"Fangen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fangen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "fangen"

عباراتی شبیه به "fangen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fangen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه