ترجمه "faul" به فارسی
تَنبَل, puside, تنبل بهترین ترجمه های "faul" به فارسی هستند.
faul
adjective
دستور زبان
vermorscht (umgangssprachlich) [..]
-
تَنبَل
-
puside
-
تنبل
adjectiveEr bereute es, faul gewesen zu sein.
از تنبل بودنش پشیمان شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- لس
- پوسیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " faul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "faul"
عباراتی شبیه به "faul" با ترجمه به فارسی
-
تزریق نقص
-
لخسیدن · پوسیدن · گندیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن