ترجمه "faxen" به فارسی

دورنگاریدن, فکس کردن بهترین ترجمه های "faxen" به فارسی هستند.

faxen Verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورنگاریدن

  • فکس کردن

    Der Darlehensberater faxt mir eine Schuldenfreierklärung, und ich übermittle das an den Leasing-Manager bei Chevron.

    فقط مدیر وام برام یک افزایش حق رهن فکس کرده که اون رو هم میدم به مدیر اجاره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faxen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Faxen noun neuter دستور زبان

Gesums (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

"Faxen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Faxen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "faxen" با ترجمه به فارسی

  • Fax
    دورنگار · فاکس
اضافه کردن

ترجمه های "faxen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه