ترجمه "feld" به فارسی

کشتزارها, میدان, آرایه بهترین ترجمه های "feld" به فارسی هستند.

feld
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتزارها

    und betont Nahrungsmittel, die sie mit auf die Felder nehmen können.

    با تاکید بیشتر بر غذاهایی که می توانند به کشتزارها حمل کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feld " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Feld noun neuter دستور زبان

Cluster (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    Physik

    Es gibt hierbei keine elektrischen Felder. es sind magnetische Felder.

    هیچ میدان الکتریکی در فضا وجود ندارد، این یک میدان مغناطیسی است.

  • آرایه

    Datenstruktur in der Informatik

  • کشتزارها

    und betont Nahrungsmittel, die sie mit auf die Felder nehmen können.

    با تاکید بیشتر بر غذاهایی که می توانند به کشتزارها حمل کنند

  • ترجمه های کمتر

    • رشته
    • زمینه
    • كرتها

تصاویر با "feld"

عباراتی شبیه به "feld" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feld" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه