ترجمه "festival" به فارسی

جشنواره, جشن, جشنواره بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.

festival
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشنواره

    noun

    Unsere derzeitigen Pläne für das Festival sind bedrückend.

    جريان طرح ما براي جشنواره خيلي کسل کننده ست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Festival noun neuter دستور زبان

Festival (Software)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشن

    noun

    Auf einem Festival fragte mich ein Mann wie ich es wagen könne, eine Trommel zwischen meine Beine zu nehmen.

    یک بار در یک جشن،مردی از من پرسید چگونه جرات میکنم که یک دنبک را بین پاهایم قرار میدهم.

  • جشنواره

    noun

    mehrtägige Kulturveranstaltung, bei der Kunstproduktionen vorgestellt werden und Künstler auftreten

    Unsere derzeitigen Pläne für das Festival sind bedrückend.

    جريان طرح ما براي جشنواره خيلي کسل کننده ست.

  • عید

    noun
  • فستیوال

    Nun, da der Film beim Sundance Film Festival Premiere hatte, können wir uns das mal anschauen.

    زمانیکه فیلم در فستیوال سان دنس به نمایش در اومد، بذار نگاه کنیم

اضافه کردن

ترجمه های "festival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه