ترجمه "festplatte" به فارسی
دیسک سخت, درایو دیسک سخت, هارد دیسک بهترین ترجمه های "festplatte" به فارسی هستند.
Festplatte
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Platter (umgangssprachlich) [..]
-
دیسک سخت
nounSpeichert das Textpassagen-Buch auf der Festplatte
عبارتنامه را بر روی دیسک سخت ذخیره میکند
-
درایو دیسک سخت
-
هارد دیسک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festplatte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "festplatte"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن