ترجمه "feststellen" به فارسی
پیدا کردن, کشف کردن بهترین ترجمه های "feststellen" به فارسی هستند.
feststellen
verb
دستور زبان
auf die Schliche kommen (umgangssprachlich) [..]
-
پیدا کردن
verbnur um festzustellen, dass das Wasser schon vollkommen gefroren war.
تنها چیزی که پیدا کردم آبی بود که یخ زده بود
-
کشف کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " feststellen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن