ترجمه "feucht" به فارسی

tar, خیس, نمناک بهترین ترجمه های "feucht" به فارسی هستند.

feucht adjective دستور زبان

Mit viel Flüssigkeit oder Feuchtigkeit durchtränkt.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • tar

  • خیس

    adjective

    Der Teller entglitt meinen Händen, weil sie feucht waren.

    آن بشقاب از دستم سر خورد، چون دستهایم خیس بود.

  • نمناک

    Er gab mir nur den einen Hinweis, dass er es dunkel und feucht mag und dass sein Lieblingsessen Haferflocken sind.

    تنها راهنمایی که راجع بهش به من گفته شد این بود که، جای تاریک و نمناک دوست داره وغذای مورد علاقه اش فرنی جو است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feucht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Feucht proper Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Feucht" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Feucht در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "feucht"

عباراتی شبیه به "feucht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "feucht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه