ترجمه "fichten" به فارسی

صنوبر, کاج نوئل بهترین ترجمه های "fichten" به فارسی هستند.

fichten Adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صنوبر

    Mein Onkel Tobar fiel von einer Fichte und landete auf der Kettensäge.

    عمو " توبار " ـم همون تابستون از بالاي يه درخت صنوبر افتاد روي اره برقي خودش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fichten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fichten noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاج نوئل

عباراتی شبیه به "fichten" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fichten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه