ترجمه "finster" به فارسی

تاریک, تار, تیره بهترین ترجمه های "finster" به فارسی هستند.

finster adjective دستور زبان

grimm (altertümelnd oder ironisierend) (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریک

    adjective

    Wir müssen sie nur an einen finsteren Ort bringen.

    پس ، فقط باید ببریمش یه جای تاریک

  • تار

    adjective noun

    Die Hölle ist finster.

    جهنم تيره و تار هست

  • تیره

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " finster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "finster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "finster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه