ترجمه "fischer" به فارسی

ماهیگیران, ماهیگیران, ماهی گیر ماهيگير بهترین ترجمه های "fischer" به فارسی هستند.

fischer
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیگیران

    Ein Fischer geht fischen, wenn es Fische gibt.

    مثلاً، ماهیگیران زمانی به دریا میروند که بتوانند ماهی بگیرند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fischer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fischer noun proper masculine دستور زبان

Petrijünger (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیگیران

    Zurück in Indien um mit diesen Fischern zu arbeiten,

    بازگشت به هند و کار با آن ماهیگیران،

  • ماهی گیر ماهيگير

  • ماهیگیر

    noun

    Meine erste zufriedenstellende Skulptur wurde in Zusammenarbeit mit diesen Fischern geschaffen.

    اولین مجسمه رضایت بخش من با همکاری این مردان ماهیگیر انجام شد.

تصاویر با "fischer"

عباراتی شبیه به "fischer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fischer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه