ترجمه "fischer" به فارسی
ماهیگیران, ماهیگیران, ماهی گیر ماهيگير بهترین ترجمه های "fischer" به فارسی هستند.
fischer
-
ماهیگیران
Ein Fischer geht fischen, wenn es Fische gibt.
مثلاً، ماهیگیران زمانی به دریا میروند که بتوانند ماهی بگیرند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fischer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fischer
noun
proper
masculine
دستور زبان
Petrijünger (umgangssprachlich)
-
ماهیگیران
Zurück in Indien um mit diesen Fischern zu arbeiten,
بازگشت به هند و کار با آن ماهیگیران،
-
ماهی گیر ماهيگير
-
ماهیگیر
nounMeine erste zufriedenstellende Skulptur wurde in Zusammenarbeit mit diesen Fischern geschaffen.
اولین مجسمه رضایت بخش من با همکاری این مردان ماهیگیر انجام شد.
تصاویر با "fischer"
عباراتی شبیه به "fischer" با ترجمه به فارسی
-
بابی فیشر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن