ترجمه "flöte" به فارسی
فلوت, فلوت بهترین ترجمه های "flöte" به فارسی هستند.
flöte
verb
-
فلوت
Du solltest es mal mit einer Flöte probieren.
هي, فکر کنم با يه فلوت بايد اين کار رو ميکردي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flöte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Flöte
noun
feminine
دستور زبان
Ein Holzblasinstrument, bei dem die Luftsäule im Korpus durch Anblasen einer Kante zu Schwingungen angeregt wird.
-
فلوت
nounسازی بادی چوبی
Du solltest es mal mit einer Flöte probieren.
هي, فکر کنم با يه فلوت بايد اين کار رو ميکردي.
تصاویر با "flöte"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن