ترجمه "flüchtling" به فارسی

آواره, پناهندگان, پناهنده بهترین ترجمه های "flüchtling" به فارسی هستند.

flüchtling
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آواره

    Er sollte ein Umherirrender und ein Flüchtling auf der Erde werden.

    از این به بعد او پریشان و آواره در جهان میماند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flüchtling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flüchtling noun masculine دستور زبان

Asylwerber (österr.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناهندگان

    noun

    Was sollten wir beachten, wenn wir Flüchtlingen predigen?

    هنگام موعظه به پناهندگان چطور میتوانیم با حکمت عمل کنیم؟

  • پناهنده

    noun

    Person, die sich aus begründeter Furcht vor Verfolgung außerhalb des Landes befindet, dessen Staatsangehörigkeit sie besitzt

    Was sollten wir beachten, wenn wir Flüchtlingen predigen?

    هنگام موعظه به پناهندگان چطور میتوانیم با حکمت عمل کنیم؟

تصاویر با "flüchtling"

اضافه کردن

ترجمه های "flüchtling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه