ترجمه "flasche" به فارسی

بطریها, بطری, بطریها بهترین ترجمه های "flasche" به فارسی هستند.

flasche
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطریها

    Dieses hier arbeitet gerade mit dem in den Flaschen gespeicherten Wind.

    و با استفاده از باد ذخیره شده در بطریها میتواند کار کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flasche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flasche noun feminine دستور زبان

Würstchen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطری

    noun

    verschließbares Behältnis zum Transport und zur Lagerung von Flüssigkeiten und Gasen

    Sie hat eine Tasse Tee mit einer Flasche Wodka verwechselt.

    او یک فنجان چای را با یک بطری ودکا اشتباه گرفته بود.

  • بطریها

    Dieses hier arbeitet gerade mit dem in den Flaschen gespeicherten Wind.

    و با استفاده از باد ذخیره شده در بطریها میتواند کار کند.

  • شيشه

    Nur das ich die Flasche diesmal nicht, einem alten Mann geklaut habe.

    فقط با اين فرق که من اين شيشه رو از بابام نپيچوندم.

  • ترجمه های کمتر

    • schischeh
    • بطری شير کودکان
    • شیشه

تصاویر با "flasche"

عباراتی شبیه به "flasche" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flasche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه