ترجمه "fleißig" به فارسی
سختکوش ترجمه "fleißig" به فارسی است.
fleißig
adjective
adverb
دستور زبان
schaffig (süddt.) (umgangssprachlich) [..]
-
سختکوش
adjectiveSie war fleißig, arbeitete bis spätabends und stand früh auf, um ihren Tätigkeiten nachzugehen.
او سختکوش بود، تا دیروقت کار میکرد و صبح زود از خواب برمیخاست تا به کارهایش برسد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fleißig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن