ترجمه "fliegen" به فارسی
پرواز کردن, رفتن, پریدن بهترین ترجمه های "fliegen" به فارسی هستند.
fliegen
verb
دستور زبان
(sich) erheben [..]
-
پرواز کردن
Verb verbSich frei in der Luft fortbewegen ohne etwas zu berühren, das mit dem Boden verbunden ist.
Das erste Flugzeug ist 1903 für zwölf Sekunden geflogen.
نخستین هواپیما 12 ثانیه در 1903 پرواز کرد.
-
رفتن
verbDass jemand zum Mond fliegt, ist auch kaum vorstellbar.
تصور اين که اونا بتونن به ماه برن هم سخت بود ولي اونا رفتن
-
پریدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- شدن
- پرواز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fliegen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fliegen
noun
neuter
دستور زبان
Aeronautik (veraltet)
-
اندیس پرواز
مرکز مدیریت ریاضی با چرتکه
تصاویر با "fliegen"
عباراتی شبیه به "fliegen" با ترجمه به فارسی
-
مگسهاي حقيقي
-
سپيدمگسها
-
آلیرودیده · سپيدكيان · سپيدمگسها
-
مگسها (غير اختصاصي)
-
سياهمگسها · سیاهپشگان · پشههاي گاوميش
-
لاکپشتها هم پرواز میکنند
-
با یک تیر دو نشان · با یک تیر دو نشان زدن
-
سياهمگسها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن