ترجمه "flitterwochen" به فارسی

ماه عسل, ماه عسل بهترین ترجمه های "flitterwochen" به فارسی هستند.

flitterwochen
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماه عسل

    Es passierte noch zwei mal in den Flitterwochen.

    دو مرتبه دیگر در ماه عسل این اتفاق افتاد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flitterwochen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Flitterwochen noun Noun feminine دستور زبان

Honigmond (veraltet) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماه عسل

    Die Zeit unmittelbar nach der Hochzeit.

    Es passierte noch zwei mal in den Flitterwochen.

    دو مرتبه دیگر در ماه عسل این اتفاق افتاد.

اضافه کردن

ترجمه های "flitterwochen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه