ترجمه "forderung" به فارسی
1) خواست، خواسته، درخواست؛ ادعا | ۲) طلب؛ مطالبات, حساب دریافتنی, حساب دریافتنی بهترین ترجمه های "forderung" به فارسی هستند.
forderung
-
1) خواست، خواسته، درخواست؛ ادعا | ۲) طلب؛ مطالبات
1) eine ~ stellen an (Dat) خواستار چیزی شدن از die ~ stellen, dass خواستار آن شدن که، اصرار ورزیدن که eine ~ an jmdn. haben از کسی طلبی داشتن ausstehende ~en مطالبات معوقه\ عقب افتاده
-
حساب دریافتنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forderung " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Forderung
noun
feminine
دستور زبان
offene(r) Posten
-
حساب دریافتنی
Aufforderung, ein Befehl, eine Anweisung
-
طلب
nounVor allem dürfen wir niemandem Bürden aufladen, die über die Forderungen des Wortes Gottes hinausgehen.
مخصوصاً، ما باید از تحمیل کردن باری که از آنچه کلام خدا طلب میکند فراتر میرود، بر دیگران خودداری کنیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن