ترجمه "forscher" به فارسی

پژوهشگران, دانشمندان, دانشمندان پژوهش بهترین ترجمه های "forscher" به فارسی هستند.

forscher adjective
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژوهشگران

    Unsere Forscher fanden gewisse Gene in den Lungenkrebszellen bei beiden Geschlechtern.

    پژوهشگران ما دریافتند که ژنهای بخصوصی در سلولهای غددی ریه زنان و مردان وجود دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forscher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Forscher noun masculine دستور زبان

Eierkopf (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشمندان

    noun

    So haben Forscher herausgefunden, dass das menschliche Gehirn über eine enorme Speicherkapazität verfügt.

    برای نمونه، دانشمندان پی بردهاند که مغز انسان دارای حافظهای عظیم است.

  • دانشمندان پژوهش

  • پژوهشگر

    noun

    Tatsächlich war ein Jahr zuvor ein Forscher von einem Tier erfasst, in die Tiefe gezogen und getötet worden.

    درواقع، یک سال قبل، یک پژوهشگر توسط این حیوانات به عمق آب کشیده و کشته شد.

  • پژوهشگران

    Unsere Forscher fanden gewisse Gene in den Lungenkrebszellen bei beiden Geschlechtern.

    پژوهشگران ما دریافتند که ژنهای بخصوصی در سلولهای غددی ریه زنان و مردان وجود دارد.

عباراتی شبیه به "forscher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "forscher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه