ترجمه "frei" به فارسی

آزاد, رایگان, رها بهترین ترجمه های "frei" به فارسی هستند.

frei adjective دستور زبان

gradheraus (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزاد

    adjective

    Heute habe ich viel zu tun, aber morgen bin ich frei.

    امروز باید کارهای زیادی انجام بدهم، اما فردا آزاد هستم.

  • رایگان

    adjective

    Die Daten waren da draußen, offen, frei zugänglich, aber niemand wollte davon wissen.

    اطلاعات اون بیرون، علنی و بطور رایگان در دسترس بود اما هیچکس مایل به دونستن نبود.

  • رها

    adjective

    Ihr alle seid sicher und frei vom Fluch.

    همه شما نجات پیدا می کنید و از نفرین رها می شوید.

  • ترجمه های کمتر

    • بدون
    • بی کار
    • ول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frei" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه