ترجمه "freiwillig" به فارسی
اختیاری ترجمه "freiwillig" به فارسی است.
freiwillig
adjective
دستور زبان
um Gotteslohn (gehoben) [..]
-
اختیاری
adjectiveIch werde Ihnen ein weiteres drastisches Beispiel dafür geben, eine Studie über Investitionen in freiwillige Altersvorsorge.
برایتان یک مثال خیلی بارز میزنم یک تحقیقی انجام شدهبود درباره سرمایهگذاری اختیاری برای دوران بازنشستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freiwillig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freiwillig" با ترجمه به فارسی
-
کارگزاریهای افتخاری
-
خدمات داوطلبانه · کارگزاریهای افتخاری
-
داوطلب
-
داوطلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن