ترجمه "freiwillig" به فارسی

اختیاری ترجمه "freiwillig" به فارسی است.

freiwillig adjective دستور زبان

um Gotteslohn (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختیاری

    adjective

    Ich werde Ihnen ein weiteres drastisches Beispiel dafür geben, eine Studie über Investitionen in freiwillige Altersvorsorge.

    برایتان یک مثال خیلی بارز میزنم یک تحقیقی انجام شدهبود درباره سرمایهگذاری اختیاری برای دوران بازنشستگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " freiwillig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "freiwillig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "freiwillig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه