ترجمه "fressen" به فارسی
خوردن, لمباندن بهترین ترجمه های "fressen" به فارسی هستند.
fressen
verb
دستور زبان
wegputzen (umgangssprachlich) [..]
-
خوردن
verbKinder fressen hat nichts mit Disziplin zu tun!
خوردن بچه هاي ديگه به خاطر مشکلات تربيتي نيس!
-
لمباندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fressen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fressen
noun
neuter
دستور زبان
Fressen (umgangssprachlich)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Fressen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fressen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "fressen" با ترجمه به فارسی
-
آنتیفیدانتها · بازدارندههاي غذايي · خوراكبازدارندهها · مهاركنندههاي غذايي
-
بازدارندههاي غذايي
-
خفه شو · زر نزن
-
غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن