ترجمه "frischfleisch" به فارسی

گوشت تازه, گوشت, گوشت تازه بهترین ترجمه های "frischfleisch" به فارسی هستند.

frischfleisch
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت تازه

    Smith, du hast Frischfleisch bekommen.

    . اسمیت ، گوشت تازه داری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frischfleisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Frischfleisch noun neuter
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشت

    noun

    Als ich zuerst ins Gefängnis kam, war ich Frischfleisch.

    منظورم اينه که وقتي براي اولين بار به زندان رفتم مثل يه گوشت لخم بودم

  • گوشت تازه

    Smith, du hast Frischfleisch bekommen.

    . اسمیت ، گوشت تازه داری

  • گوشت یخی

اضافه کردن

ترجمه های "frischfleisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه