ترجمه "fuß" به فارسی

پا, پا, فوت بهترین ترجمه های "fuß" به فارسی هستند.

fuß
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun adposition

    Füße gehen dorthin, wohin das Herz geht.

    به هر کجا قلب برود، پاها به آنجا میروند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fuß " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fuß noun masculine دستور زبان

Quadratlatsche (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun

    Längenmaß [..]

    Füße gehen dorthin, wohin das Herz geht.

    به هر کجا قلب برود، پاها به آنجا میروند.

  • فوت

    noun s;p

    Eine Maßeinhalt, die zwölf Inch und einem drittel Yard entspricht (genau: 30,48 cm).

    Er ist fünf Fuß groß.

    قد او پنج فوت است.

  • بنیاد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فیت
    • پایه
    • پی
    • قدم (پا)
    • پ

تصاویر با "fuß"

عباراتی شبیه به "fuß" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fuß" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه