ترجمه "funktion" به فارسی
رویه, تابع, ژیرش بهترین ترجمه های "funktion" به فارسی هستند.
funktion
-
رویه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " funktion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Funktion
noun
feminine
دستور زبان
-
تابع
nounmathematische Relation [..]
Sie können die Daten in dieser Zeile korrigieren oder die Funktion Zeilenänderungen verwerfen verwenden
میتوانید دادۀ این سطر را اصلاح کنید یا از تابع » لغو تغییرات سطر « استفاده کنید
-
ژیرش
noun -
عملکرد
Gut, daher interagieren Form und Funktion dynamisch und reziprok miteinander.
بسیار خوب، در نتیجه شکل و عملکرد کنش و واکنشی پویا و متقابل دارند.
-
ترجمه های کمتر
- ویژگی
- کاربرد
عباراتی شبیه به "funktion" با ترجمه به فارسی
-
اختلالات فانکشنال · اختلالات فيزيولوژيكي · اختلالات کارکردی · بدکاری · فيزيوپاتولوژي · كاركرد غيرطبيعي · پرکاری
-
تابع مرتبه بالاتر
-
تابع چندضابطهای
-
تابع غیرجبری
-
نقش دستوری
-
کارکردهای فیزیولوژیکی
-
تابع مشخصه
-
کارکردهای اجرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن