ترجمه "galle" به فارسی

صفرا, صفرا, زرداب بهترین ترجمه های "galle" به فارسی هستند.

galle
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفرا

    Der Mann ist nur noch ein Dickdarm und steht wie eine Galle da.

    طرف مثل نوک روده ي بزرگ شده مثل کيسه ي صفرا شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " galle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Galle noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفرا

    noun

    Körperflüssigkeit

    Der Mann ist nur noch ein Dickdarm und steht wie eine Galle da.

    طرف مثل نوک روده ي بزرگ شده مثل کيسه ي صفرا شده

  • زرداب

    noun
  • زرده

  • زهره

    noun

عباراتی شبیه به "galle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "galle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه