ترجمه "game" به فارسی

گیم ترجمه "game" به فارسی است.

game
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیم

    Aber Tessa nahm sich 2 Wochen frei, als Jon Snow in " Game of Thrones " starb.

    وقتی که جان اسنو تو گیم آو ترونز مرد تسا 2 هفته مرخصی گرفت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " game " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Game Noun noun neuter دستور زبان

Game (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

"Game" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Game در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "game" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "game" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه