ترجمه "gebrochen" به فارسی

خراب ترجمه "gebrochen" به فارسی است.

gebrochen Adjective verb دستور زبان

nicht fließend und mit Fehlern

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراب

    adjective

    Wenn sie es aufkriegen, bricht hier die Hölle los.

    وقتی بازش کردن ، اینجا اوضاع خراب میشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gebrochen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gebrochen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gebrochen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه