ترجمه "gebrochen" به فارسی
خراب ترجمه "gebrochen" به فارسی است.
gebrochen
Adjective
verb
دستور زبان
nicht fließend und mit Fehlern
-
خراب
adjectiveWenn sie es aufkriegen, bricht hier die Hölle los.
وقتی بازش کردن ، اینجا اوضاع خراب میشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gebrochen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gebrochen" با ترجمه به فارسی
-
قطع خفتگی
-
قطع خفتگی
-
خرد کردن · شکستن
-
برتولت برشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن