ترجمه "gefroren" به فارسی

فسرده, یخزده بهترین ترجمه های "gefroren" به فارسی هستند.

gefroren adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • فسرده

  • یخزده

    adjective

    Unter den erstarrten Wassermassen muss also nicht unbedingt gefrorenes Wasser, Eis, zu verstehen sein.

    از این رو آبهای «منجمد» لزوماً به آبهای یخزده دلالت نمیکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gefroren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gefroren" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gefroren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه